|
رويش سبزهها و چرخش ماهيهاي قرمز كوچك در تنگهاي بلورين، پراكنده شدن بوي عود و اسپند در هوا، گرمي آواز دلنشين پرندگان و هواي دل انگيز و پاك خبر از آمدن نوروز براي آغاز بهاري ديگر دارد. صدای پای شکوفه ها را می شنوی ؟ صدای خنده پرنده ها را ، صدای آب ، صدای باد ... صدای بهار : صدای بهار چه زیباست لحظه وداع زمین با زمستان انگار همین نزدیکی است! وقتی به درختان که سر از برف بیرون آورده اند نگاه می اندازم صدای بهار را می شنوم چه خوش صداست پرنده ای که با آواز خود مژده در راه بودن بهار را می دهد چه زیباست غنچه ای که به امید بهار به انتظار می نشیند تا با شکفتن خود به او خوش آمد گوید زمستان کم کم از روح درختان رخت بر می کند و روح بهاری جای آن را می گیرد خورشید نیز از پشت ابر ها بیرون می آید تا با تابش خود سرمای بی روح حاکم بر طبیعت را به گرمای بهاری تبدیل کند چه زیباست لحظه وداع زمین با زمستان و چه زیباست بازگشت زندگی درختان از نو شروع به شکوفه دادن می کنند و زندگی جدیدی را پس از گذشت ۳ماه طاقت فرسا شروع می کنند آری بهار همین نزدیکی است صدایش را می شنوم + نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 15:44 توسط نینا |
همیشه با توام هر وقت برگی می افتد،مرغي بال مي زند،غنچه اي تازه مي شكفد،عاشق، عكسش را در آب بركه اي زلال مي بيند و خود را نمي شناسد.هر وقت آسمان بغض مي كند.باران گلوي شمعداني هاي صورتي را كم كم رنگ مي بازد و به هواي آمدن تو تازه مي كند . هر وقت مي آيي دلم مي خواهد بماني. اما مي روي !!! نمي دانم چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خورشید منی منم آن بوته ی دشت من زنده ام از نور تو ای چشمه ی نور دریای منی منم آن قایق خرد ناگه تو مرا می بری بر ساحل دور اکنون تو مرا همه شوری و صدا اکنون تو مرا همه نوری و امید تنها اين صداقت است كه مي ماند ... زمن در عشق شيرين تر كار است ... چرا فرهاد را افسانه كردند بدون تو شبي تنها و بي فانوس خواهم مرد دعا كن بعد ديدار تو باشد وقت پايانم محبوبم ،اشکهایت را پاک کن! زیرا عشقی که چشمان ما را گشوده و ما را خادم خویش ساخته، موهبت صبوری و شکیبایی را نیز به ما ارزانی میدارد. اشکهایت را پاک کن و آرام بگیر، زیرا ما با عشق میثاق بستهایم و برای آن عشق است که رنج نداری، تلخی بی نوایی و درد جدایی را تاب میآوریم. + نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386 14:46 توسط نینا |
|