|
دل من غمگین است و ز بد عهدی این مدعیان می رنجد دلم امشب گله دارد که چرا عشق، محبت، یه نگاه انقدر زود به جدایی به فراق به فراموشی این ثانیه ها در هیاهوی زمان می سپارد تن عریان و دل پاکش را... و صد افسوس ... و صد افسوس از این تنهایی که مرا با خود... می برد تا عمق خیال و رویا
دلنوشته نینا ۲۹/۳/۸۷ + نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 21:8 توسط نینا |
تو شاهكار خلقتي نهايتي...... نهايتي به بامداد دوستي من ازطلوع دلپذير خنده هاي تو به خلسهء هزار شعر عاشقانه ميروم در ابتداي كوچهء تفاهم اي پرندهء اميد! تو اي نجيب! فروغ صبح روشني! من از سكوت و آن صداقت نهان تو به سكر عارفانه ميروم به قصر مجد دوستي به خيمهء اميد و آرزو به عشق كودكانه ميروم خداي من! من از تلاوت كتاب آسماني لبت كه حاوي تمام سوره ها و آيه هاي مهرباني است من از شنيدن كلام تو نوشتن سلام تو ... كه نامي است به عرش صوفيانه ميروم تو شاهكار خلقتي تو واژهء صميمي محبتي غنيمتي غنيمتي...... به وقت كوري شبم من از فروغ پر تلالوء نگاه تو به عمق پر حماسهء كتاب شاهنامه ميروم اميد من! هواي من! تنفسم! تو خود حماسهء بديهي صلابتي چه عزتي.... تو جاودانه لذتي! در امتداد مهر بي بهانه ام مقدس يگانه ام به لطف كبريائيت به صورت خدائيت در آن نگاه شيشه اي مهرباني ات تو اي نسيم طليعهءاميد به اوج عشق بيكرانه ميروم تو شاهكار خلقتي تو خالق تمامي صداقتي حقيقتي نهايتي غنيمتي غنيمتي گل اگر خار نداشت دل اگر بي غم بود اگر از بهر پرستو قفسي تنگ نبود زندگي.. عشق.. اسارت..همه بي معنا بود... + نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 14:9 توسط نینا |
|