|
بگذار که در حسرت ديدار بميرم در حسرت ديدار تو بگذار بميرم دشوار بود مردن و روی تو نديدن بگذار به دلخواه تو دشوار بميرم بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ در وحشت و اندوه شب تار بميرم بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب در بستر اشک افتم و ناچار بميرم بگذار چو خورشيد گدازنده مس فام در دامن شب با تن تب دار بميرم بگذار شوم سايه ايوان بلندت سويت خزم و گوشه ديوار بميرم ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست تا از غم عشق تو دگر بار بميرم تا بوده ام ای دوست وفادار تو بودم + نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387 15:4 توسط نینا |
برایت تکیه گاهی می شوم, استوار,تا به شانه های ناتوانت, توان ایستادن دهم* + نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387 20:47 توسط نینا |
|