به تو از تو می نویسم به تو ای همیشه دریاد
ای همیشه از تو زنده لحظه های رفته بر باد
وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود
زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود
وقتی از آزار پاییز برگ و باغم گریه می کرد
قاصد چشم تو آمد مژده روییدن آورد
به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست
ای همیشگی ترین عشق در حضور حضرت تو
ای که می سوزم سرا پا تا ابد در حسرت تو
به تو نامه می نویسم نامه ای نوشته بر باد
که به اسم تو رسیدم قلمم به گریه افتاد
ای تو یارم روزگارم گفتنیها با تو دارم
ای تو یارم از گذشته یادگارم
به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست
در گریز ناگزیرم گریه شد معنی لبخند
ما گذشتیم و شکستیم پشت سر پل های پیوند
در عبور از مسلخ تن عشق ما از ما فنا بود
باید از هم می گذشتین برتر از ما عشق ما بود
ا
ی تو یارم روزگارم گفتنیها با تو دارم
ای تو یارم از گذشته یادگارم
به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست
+
نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388 20:53 توسط نینا
|